خرید بک لینک

سرانجام دست می شوید راه

از رفتن

کناره می گیرد غبار از چشم

و آنکه می تواند بگرید

می گرید

سر انجام

دست می شوید

راه 

در ستاره

چکه می کند شعر

در چشم

و آنکه می تواند نرود

می رود

اینجا هذیانی ست جهان

وقتی ایستاده است آب

و من 

نشسته ام که 

خواب ببینم سراب را

کجایی...

شاعر رو نمی شناسم :(

برچسب: نویسنده: نوید حیدری تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 18:17

صفحه بندی